میخاییل بولگاگف همیشه برایم نویسندهای خاص بوده است. اولین اثری که از وی خواندم “مرشد و مارگاریتا” بود که به شدت مرا تحت تاثیر قرار داد. هفته پیش داستان علمی تخیلی “ دل سگ” با ترچمه خوب مهدی افشار را خواندم که بسیار زیبا و تفکر برانگیز بود. بولگاگف این داستان را مقدمهای بر رمان “ مرشد و مارگاریتا “ میداند. وی این کتاب را چند ماه پس از مرگ لنین نوشت و تمثیلی است از انقلاب روسیه. سگ در این داستان، نماد مردم روسیه است که قرنها تحت ستم و خشونت بوده و با او همچون حیوانات رفتار کردهاند. جراح عجیب داستان، تجسم حزب کمونیست است و عمل پیوند دشواری که برای تبدیل سگ به انسان انجام میشود نمادی از انقلاب است.
ادامه خواندن مغز انسان و دل سگ، مرز کوتاه شده میان انسان و حیوان