singularity

سینگیولاریتی چیست و آیا زنده خواهیم ماند تا آن را ببینیم

اگر شما داستان های علمی-تخیلی و یا آینده محور را خوانده باشید احتمالا واژه سینگیولاریتی را شنیده اید. اما این واژه عجیب یعنی چه؟ و از کجا آمده است؟ سینگیولاریتی یعنی لحظهی که تمدن آنچنان تغییر می کند که قوانین و فن‌آوری هایش را نسل قبلی نخواهند فهمید. می توان آن را به نقطه بدون بازگشت تعبیر کرد.

بیشتر متفکرین باور دارند که سینگیولاریتی به وسیله رشد بسیار سریع فن‌آوری و تحولات علمی شروع می‌شود. این تحولات آنچنان سریع و عمیق خواهد بود که هر جزئی از زندگی را متحول خواهد ساخت.

به منظور آنکه تفوات ها را به درستی متوجه بشوید، باید بگویم که فن آوری در عصر سینگیولاریتی مانند آن می ماند که بخواهیم اینترنت را به شخصی در قرن 1200 توضیح دهیم. از دیدگاه سینگیولاریتی ما در عصر حجر زندگی می کنیم.

تفکر در خصوص سینگیولاریتی تناقض دارد چرا که باید به چیزی فکر کنیم که غیر قابل تصور است. اما این سبب توقف در تولید صدها فیلم علمی تخیلی نشده است.

اما این واژه از کجا آمده است؟ نویسنده ای با نام “ورنور وینج” این ترم را در سال 1993 در مقاله ای به عنوان ” سینگیولاریتی فنآورانه” آورد. در این کتاب سینگیولاریتی اینگونه تعریف شده است:

سینگیولاریتی نقطه ای است که مدلهای قدیمی باید با قوانین جدید تعویض شوند. هر چقدر به این زمان نزدیک شویم، این قوانین گسترده تر خواهند شد تا زمانی که کل زندگی ما را در بر بگیرند. سینگیولاریتی حتی زمانی هم که رخ دهد باز هم شگفت انگیز خواهد بود.

چه فن‌آوری‌هایی باعث ایجاد سینگیولاریتی می‌شوند؟

بسیاری باور دارند که هوش مصنوعی عامل اصلی ایجاد عصر سینگیولاریتی است. ریموند کورزول در کتاب ” سینگیولاریتی نزدیک است” بیان داشته که هوش مصنوعی به دو دلیل سبب این ماجراست. اول آنکه، ایجاد فرم جدیدی از هوش مصنوعی  درک ما را نسبت به انسان ها و همینطور خودمان تغییر خواهد داد. دوم اینکه هوش مصنوعی به ما اجازه خواهد داد تا فن آوری ها را سریعتر از تمدنمان گسترش دهیم. مهم ترین بخش هوش مصنوعی آن است که روباتها به اندازه انسانها و یا بیشتر از آنها پیشرفت خواهند کرد.

از دیگر جنبه‌های سینگیولاریتی، “نانوباتهای مستقل” و یا “ماشینهای مولکولی خود-همانند ساز” هستند. ایده پشت ساخت این نانوباتها این است که اگر بتوان ماشینی ساخت که مواد را در سطح اتم تغییر دهد، می‌توان جهان را در زیرترین لایه ها تحت کنترل قرار داد. و اگر این ماشینها بتوانند به صورت مستقل کار کنند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ برای فهم بیشتر دیدگاه های منفی کتاب گرگ بیر با نام “موسیقی خون” و بیل جوی با نام “آینده به ما احتیاج ندارد” را بخوانید و برای اینکه به آینده امیدوار شوید هم کتاب ” پست سینگیولار” از رودی روکر را مطالعه بفرمایید.

نکته اساسی در سینگیولاریتی، دستکاری و اصلاح ژن ها است. با این کار ما می توانیم شکلی جدید از زندگی را مهندسی کنیم و تکامل انسانی را مورد تحول قرار دهیم. از سویی دیگر این احتمال وجود دارد که بتوانیم ساز و کار پیر شدنمان را کنترل کنیم و عمرمان را طولانی تر سازیم. به عنوان مثال، دی گری که دانشمند بررسی عمر می‌باشد، بیان می دارد که علم بیوتک آنقدر پیشرفت کرده است که کودکی که در سال 2010 به دنیا آمده بتواند 150 تا 500 سال عمر کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *