طبق گزارش BCG (گروه مشاوران بوستون) با عنوان The Widening AI Value Gap، دلیل اینکه فقط ۵٪ شرکتها توانستهاند بهصورت واقعی و در مقیاس از هوش مصنوعی ارزش بگیرند، داشتن یکسری قابلیتها و تصمیمهای ساختاری متفاوت است.BCG به این شرکتها میگوید Future-Built.
خلاصهی علل موفقیت این ۵٪:
۱. رهبری قوی و تعهد واقعی مدیرعامل و هیئتمدیره
هوش مصنوعی، یک پروژه IT یا آزمایشگاهی نیست، بلکه برنامهای در سطح CEO و Board است
هدفهای مالی شفاف مانند درآمد، EBIT و هزینه از ابتدا تعریف شدهاند
تقریباً ۱۰۰٪ این شرکتها C-Level کاملاً درگیر AI هستند، در مقابل فقط ۸٪ در شرکتهای عقبمانده
شرکتهای ناموفق معمولاً AI را به لایههای میانی سازمان واگذار میکنند
۲. جاهطلبی چندساله، نه پروژههای پراکنده
وجود یک نقشه راه چندساله، تأمین مالیشده و اولویتبندیشده
تمرکز روی چند جریان کاری با ارزش بالا، نه دهها PoC
نگاه به AI به عنوان موتور تحول استراتژیک، نه صرفاً بهبود تدریجی
به گفته BCG شکست اصلی بقیه شرکتها پراکندگی و خردهکاری است
۳. تمرکز روی هسته کسبوکار، نه حاشیهها
حدود ۷۰٪ ارزش AI در هستههایی مثل فروش و بازاریابی، قیمتگذاری، تولید و زنجیره تأمین و R&D ایجاد میشود
شرکتهای موفق جریانهای کاری را بهصورت end-to-end بازطراحی میکنند، نه اینکه فقط یک مرحله را اتوماسیون کنند
بیشترین ارزش از بازآفرینی کار به دست میآید، نه از ابزارهای تکی
۴. مدل عملیاتی AI-First با همکاری انسان و AI و Agent
تغییر مدل کار از انسانمحور با ابزار دیجیتال به فرآیندهای AI -محور با نظارت انسان
استفاده عملی از GenAI، Predictive AI و Agentic AI
عاملها یا همان Agents در کل جریان کار ادغام میشوند، نه بهصورت پایلوتهای جدا
عاملهای هوش مصنوعی ( Agentic AI) در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۷٪ ارزش AI را ساخته و تا ۲۰۲۸ به ۲۹٪ میرسد
۵. مالکیت مشترک بیزنس و IT
هوش مصنوعی نه فقط IT است و نه فقط بیزنس
مدل مالکیت مشترک با KPI و مسئولیت مالی مشخص
شرکتهای Future-Built یک و نیم برابر بیشتر مالکیت مشترک دارند
سه برابر بیشتر Chief AI Officer دارند
دو برابر بیشتر Chief Data Officer دارند
وقتی AI فقط دست IT باشد، شرکتها معمولاً stagnating (در جا زده) میشوند
۶. سرمایهگذاری جدی روی نیروی انسانی، نه فقط تکنولوژی
بیش از ۵۰٪ کارکنان را upskill میکنند
زمان رسمی برای یادگیری AI در نظر میگیرند که شش برابر بیشتر از laggard(عقب مانده) هاست
کارکنان را در طراحی جریانهای کاری جدید درگیر میکنند
طبق قانون معروف BCG، ۷۰٪ موفقیت AI مربوط به انسان و فرآیند است، ۲۰٪ تکنولوژی و ۱۰٪ الگوریتم
۷. زیرساخت داده و تکنولوژی مقیاسپذیر
پلتفرم مرکزی AI بهجای ابزارهای جزیرهای
معماری ماژولار و قابلاتصال
دادهی قابلاعتماد در سطح کل سازمان
استفاده هوشمندانه از اکوسیستم شامل vendorها و hyperscalerها
فقط ۴٪ شرکتهای ضعیف data model یکپارچه دارند، در حالی که بیش از ۵۰٪ شرکتهای Future-Built از دیتا مدل بهره مند هستند.
جمعبندی خیلی کوتاه
آن ۵٪ موفق، AI را استراتژی کسبوکار میدانند نه صرفاً تکنولوژی
روی جریانهای کاری و P&L تمرکز دارند
سریع مقیاس میکنند
و انسان، داده و تکنولوژی را همزمان جلو میبرند
به همین دلیل هر سال از بقیه جلوتر میافتند و شکاف ارزش را عمیقتر میکنند