استراتژی محتوای اشتباه که نه استراتژی است و نه محتوا!

استراتژی محتوای اشتباه که نه استراتژی است و نه محتوا!

آیا از نتیجه استراتژی محتوای خود راضی نیستید؟

این می‌تواند دو علت داشته باشید: یا بازاریابی محتوا درست کار نمی‌کند (که با داشتن ارزشی معادل ۴۴ میلیارد دلار بعید است) و یا فرمول جادویی شما نقص دارد.

حدود ۹۰ درصد کسب‌و کارها از بازاریابی محتوا استفاده می‌کنند اما احساس می‌کنند که کارایی ندارد. تنها ۹ درصد کسب و کارهای B2B بازاریابی محتوای خود را بسیار موثر می‌دانند و یک سوم نیز کمابیش از عملکرد آن راضی هستند.

بازاریابی محتوا به شدت موثر است چرا که سبب می‌شود از روشهای نامحدودی به مشتریان وصل شوید و درآمد بیشتری داشته باشید. اما این زمانی کار می‌کند که محتوایی پر کیفیت برای مشتریان و استراتژی هوشمندانه برای کسب و کار خود داشته باشید. اگر هفت علت زیر را در استراتژی محتوای خود می‌بینید باید تغییراتی در آن ایجاد نمایید.

۱. شما استراتژی خود را مستند نمی‌کنید

طبق تحقیقات موسسه بازاریابی محتوا، نیمی از بازاریابان B2C دارای استراتژی هستند اما این رویکرد مکتوب نشده است. باید گفت این بیشتر شبیه فهرست خرید ذهنی‌ست و برای مورد پویایی مانند بازاریابی محتوا کار نخواهد کرد.

شما باید طرحی استوار در خصوص موارد زیر داشته باشید:

  • از چه رسانه محتوایی استفاده خواهید کرد؟ (پست وبلاگ، وبینار، ویزوال سازی داده‌ها) چه محتوایی بر اساس صنعت شما کاربردی خواهد بود؟
  • انتظار به دست آوردن چه چیزی را دارید؟ شما تنها به هدفی خواهید رسید که آن را مشخص نموده‌اید.
  • نتایج را چگونه ارزیابی خواهید کرد؟
  • ضرب‌العجل زمانی شما چگونه خواهد بود؟ آیا در یک قالب زمانی فعالیت می‌کنید؟

۲. شما به اندازه کافی تحقیق نمی‌کنید

انجام ندادن تحقیق و بررسی سبب نابود شدن کمپین شما خواهد شد. به عنوان مثال به کمپین تبلیغاتی پیتزای DiGiorno نگاه کنید. آنها از هشتگ #whyistayed استفاده نمودند اما نمیدانستند که از این هشتگ برای مبارزه با خشونت خانگی استفاده می‌شده است. نتیجه را می‌توانید حدس بزنید!تحقیقات در این مورد زمان زیادی از شما نخواهد گرفت اما می‌تواند از یک فاجعه جلوگیری نماید.

۳. پرسونای مشتریان شما تک بعدی است

این یکی از شایع‌ترین مشکلات  کسب‌و‌کارهاست. آنها محتوایی برای مشتریان ایده‌ال خود تولید نمی‌کنند. شما باید وقت صرف توسعه پرسونای چند بعدی مشتریان خود کنید. حواستان نیز باشد که پرسونای مشتریان شما بعد از مدتی تغییر خواهد کرد.

صحت با کارکنان بخش‌هایی از شرکتتان که مستقیم با مشتریان سروکار دارند می‌تواند در بهبود این پرسونا تاثیر شگرف داشته باشد.

۴. شما به رقبایتان توجه نمی‌کنید

رقبای شما از چه استراتژی استفاده می‌کنند؟ کمپین شبکه‌های اجتماعی آنها چگونه است؟ آیا کانال جذب آنها وبینارهای کاربردی است؟ رقبایتان را به شدت زیر نظر بگیرید. حتی میتوانید تعدادی از کارمندان خود را فقط مخصوص زیر نظر گرفتن آنها تعیین نمایید.

۵. از محتوای مناسب استفاده نمی‌نمایید

نوع محتوا و کانال ارتباطی شما بسیار حائز اهمیت است. بسته به نوع کسب‌و‌کار شما باید از محتوای مناسب بهره ببرید. به عنوان مثال، اگر در کار تورهای مسافرتی هستید باید به این نکته توجه کنید که متن نمی‌تواند جایگزین تصاویر بی‌بدیل نقاط توریستی شود. یادمان باشد که امروزه عموم مردم به دنبال محتوای طولانی نیستند. پس باید حواسمان به تولید محتوای مناسب با توجه به پرسونای مخاطبانمان باشد.

۶. محتوای شما مشتری محور نیست

هنگام نشر محتوا به خاطر داشته باشید که ما تنها محتوایی را نشر می دهیم که مشتری به آن علاقمند است. محتوایی که نیاز مشتریان را پاسخ میدهد میتواند آنها را تبدیل به مشتری راغب کند. تفاوت بازاریابی حتوا با تبلیغات آن است که در اولی جنبه اطلاع‌رسانی بیشتر است. معمولا گفته میشود که باید هفتاد درست مطلب محتوای مفید و اطلاع رسانی باشد و سی درصد نیز از کسب‌و‌کارهای شما سخن به میان آورد.

۷. شما داستان برند ندارید

شما تنها از طریق محتوای خوب نمی‌توانید داستان گوی خوبی هم باشید. باید برای اینکار یک استراتژی مناسب تهیه کنید. باید استراتژی شما به گونه‌ای باشد که مشتری حس کند برند شما هویتی بی همتا دارد. از رنگ سازمانی شما تا سبک محتوا نویسیتان باید خاص باشد. شما باید دلیلی قانع کننده از بیتا بودنتان به بازدید کننده القا کنید.

همه اینها نیازمند آن است که وقت مناسبی صرف ساخت یک استراتژی مناسب محتوا شود. یادمان باشد که هیچکس یه عصای جادویی ندارد تا بتوان با آن همه مشکلات یک سازمان را حل نمود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *